صدر ، بالاى سينه ، قفس حفظ قلب و صندوقچهء ريه و مجراى خون و هواست كه از استخوانها و عضلات و پردههاى نرم و كشدارى ساخته شده و پيوسته در حال انقباض و انبساط است و چون هرگونه تأثّر فكرى و نفسانى در حركات قلب و دَوَران خون و چگونگى تنفّس ظاهر مىشود ، آن آثار معنوى را به اين دستگاههاى عضوى نسبت مىدهند .
قلب يا سينه باز ، روشن ، گرفته ، تاريك ، بيمار ، منحرف و . . .
گرفتگى قلب يا سينه ، يا به اصطلاح عامّه كم حوصلگى و يأس ، از نافرجامى آرزوها و شهوات و نااميدى از رسيدن به خواستهها از آلودگى به گناه ناشى مىشود و همهء اينها از آثار جهل به حقايق و واقعيّتها و سنن حيات است كه جز از طريق الهام ، ارائه وحى ، چنان كه بايد شناخته نمىشود ، از اين جهت بيشتر مردم براى نجات از همدم و سرنوشت مبهم و گرفتگىها ، به انواع موجبات غفلت و وسائل تخدير شعور متوسّل مىشوند .
به طور كلّى ضيق صدر و گرفتگى خاطر كه موجب تحيّر در تصميم و درماندگى در كار مىشود ، نوعى انفعال و تأثر روحى و از آثار كشش انديشهها وجواذب مختلف است ، و همين كه انسان بتواند خود را از معرض جاذبهء مخالف و تأثيرات آن برهاند و در يك جهت مصمّم شود و به آن روى آورد ، از تنگناى انفعالها و تضادها بيرون مىآيد و سينهاش بازمىگردد و مسيرش آسان مىشود .
شايد شرح صدر راجع به اسلام و كفر در قرآن به همين معنا باشد :
[
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً ]
« 1 »
.
پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند ، سينهاش را براى [ پذيرفتن ] اسلام
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 125 .