سپس بر سه نفر ديگر گذشت كه لاغرى و رنگپريدگى آنان بيش از سه نفر اوّل بود ، پرسيد :
شما را چه شده است ؟ گفتند : اشتياق به بهشت ما را به اين وضع كشانده است ، گفت : بر خدا حق است كه آنچه را شما به آن اميد داريد به شما عنايت كند .
سپس به سه نفر ديگر گذشت كه لاغرى و رنگپريدگى آنان بيش از سه نفر دوم بود ، پرسيد :
شما را چه شده كه به اينگونه تغيير بدن و رنگ مبتلا شدهايد ؟ گفتند : عشق خدا ، گفت : شما بندگان مقرّبيد ، شما بندگان مقرّبيد « 1 » .
هرم بن حيّان مىگفت : مؤمن وقتى خدا را شناخت عاشق او مىشود و چون عاشق شد به سوى او حركت مىكند و هنگامى كه لذّت حركت را يافت به ديدهء شهوت به دنيا نمىنگرد و به آخرت به چشم رغبت نظر نمىنمايد ، جسدش در دنياست ولى روحش در آخرت است .
يحيى بن معاذ مىگفت : مثقال خردلى محبّت پيش خدا محبوبتر است از هفتاد سال عبادت بدون عشق .
علائم عاشقان حقيقى
از بعضى از گذشتگان نقل شده :
خداوند عزيز به بعضى از پيامبران وحى كرد : براى من در ميان بندگانم بندگانى است كه عاشق من هستند و من عاشق آنهايم و مشتاق منند و من مشتاق آنانم ، ياد منند و من ياد آنهايم و نظر به من دارند و من به آنان نظر دارم ، اگر راه آنان را بپيمايى
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 10 / 156 ؛ ذكر الخوف و ماورد فيه ؛ مجموعة ورّام : 1 / 224 ؛ محجة البيضاء : 8 / 6 .