است كه از هر جهت كامل و جامع و قابل عمل و مهذّب نفس و تضمين كنندهء سعادت دنيا و آخرت و رشد دهندهء انسان در تمام امور ظاهرى و باطنى است .
اين عارفان بر مبناى الهيّت اللّه و نبوّت انبيا و امامت امامان عليهم السلام است .
كتاب اين مدرسه قرآن ، معلّمش عالم ربّانى و مكانش مسجد و حاصلش بندگى خالصانهء انسان در تمام شؤون حيات در برابر حضرت ربّ العزّه است .
در اين مدرسه عارف حقيقى كسى است كه آگاه از مسائل الهى و عامل به آنها و متخلّق به اخلاق حق و مجرى سنن انبيا و ائمه عليهم السلام است .
برادران مؤمن و علماى دين و خدمت گزاران به اسلام نبايد از اسم عارف و مسئلهء عرفان وحشت داشته باشند و نبايد تصوّر كنند كه منظور از عرفان ، يافتههاى يونانيان و مصريان و هنديان و ايرانيان قديم است كه قسمتى از آنها با رنگ و آب اسلامى وارد حوزهء دين شده !
بلكه منظور از عرفان در زبان پاكان و عارفان حقيقى ، حال باطنى انسان نسبت به مبدأ هستى و عشق و علاقهء او به حضرت محبوب و قرآن و نهج البلاغة و دعاهاى مهم از قبيل كميل ، عرفه ، ابوحمزه ، خمس عشر ، امين اللّه و مناجات حضرت مولا در مسجد كوفه است .
عارف در مكتب اسلام كسى است كه از هر جهت تسليم حق و راضى به قضاى الهى است .
عارف كسى است كه از تمام پيشامدهاى روزگار براساس قواعد الهى استفاده كرده و خود را در حوادث ايّام ، انسانى مىداند كه حضرت حق وى را در معرض امتحان آورده است .
آنان كه در طلب طهارت قلب و جان و روح و نفس و روانند ، آنان كه در جستجوى عالىترين مراحل اخلاقند ، آنان كه مشتاق تخلّق به اخلاق حقّند ،
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 27
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٧