[ « 1 » رَبِّ أَفْحَمَتْنِي ذُنُوبِي وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِي فَلَا حُجَّةَ لِي فَأَنَا الْأَسِيرُ بِبَلِيَّتِي الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِي الْمُتَرَدِّدُ فِي خَطِيئَتِي الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي الْمُنْقَطَعُ بِي « 2 » قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الْأَذِلَّاءِ الْمُذْنِبِينَ مَوْقِفَ الْأَشْقِيَاءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ « 3 » سُبْحَانَكَ ! أَيَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ ! وَ أَيَّ تَغْرِيرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِي ! ]
پروردگارا ! گناهم مرا از گفتار باز داشته ، و رشتهء سخنم به خاطر شدّت شرمندگى از هم گسيخته ، بهانه و عذرى و دليل و برهانى برايم نيست . به بلا و مصيبتم كه گناهان من است اسيرم ، در گرو كردارم رفتهام ، سرگردان خطاهاى خود هستم ، در اراده و آهنگم نسبت به امور سرگردانم ، با تمام وجود درماندهام ، خود را در جايگاه خواران گنهكار واداشتهام ؛ جايگاه تيره بختانى كه بر تو جرى شدهاند ، و وعدهات را سبك شمردهاند .
منزّه و پاكى . با چه جرأت نسبت به روى گردانى از دستورهايت دلير شدم ؟ ! و با كدام عامل هلاكت ، خود را به نابودى انداختم ؟ !
وضع گناهكار در دنيا و آخرت
گناه يا نافرمانى از قانون الهى و دينى ، موجب عقوبت و كيفر در عالم دنيا و عالم آخرت مىشود كه با توجّه به اين بحث ، وضعيّت گناهكار در دنيا و آخرت روشن