گاهى كه مؤمن دعا مىكند براى حاجتى و حق تعالى قضاى حاجت او را تأخير مىكند تا اينكه در روز جمعه حاجت او را برآورد و براى فضيلت جمعه مضاعف گرداند . « 1 » و فرمود كه :
چون برادران يوسف از حضرت يعقوب عليه السلام استدعاى طلب آمرزش گناهان خود كردند ، گفت : بعد از اين استغفار خواهم كرد . حضرت فرمود : دعا را تأخير انداخت تا سحر شب جمعه ، براى اينكه يقين داشت دعا در سحر شب جمعه مستجاب است . « 2 » از آن حضرت روايت شده كه :
چون شب جمعه آيد ماهيان دريا سر از آب بيرون مىآورند و وحشيان صحرا گردن مىكشند و حق تعالى را ندا مىكنند كه پروردگارا ! ما را به گناه آدميان عذاب مكن . « 3 » از حضرت باقر و صادق عليهما السلام روايت شده كه :
حق سبحانه و تعالى امر مىنمايد ملكى را كه در هر شب جمعه از بالاى عرش ندا مىكند از اول شب تا آخر شب از جانب ربّ اعلى كه آيا بندهء مؤمنى هست كه پيش از طلوع صبح براى آخرت و دنياى خود مرا بخواند تا من دعاى او را مستجاب كنم ؟
آيا بندهء مؤمنى هست كه پيش از طلوع صبح از گناه خود توبه كند پس من
هامش
( 1 ) - من لا يحضره الفقيه : 1 / 422 ، حديث 1243 ؛ تهذيب الأحكام : 3 / 5 ، باب 1 ، حديث 12 .
( 2 ) - من لا يحضره الفقيه : 1 / 422 ، حديث 1242 ؛ تفسير العياشى : 2 / 196 ، حديث 81 ، ذيل آيهء 98 سورهء يوسف .
( 3 ) - بحار الأنوار : 86 / 283 ، باب 2 ، ذيل حديث 28 ؛ شجرة طوبى : 1 / 16 .