يقين در سرنوشت خود و در اجتماع دچار نابسامانى و كجى نخواهد شد و او را در مسير صراط مستقيم ، كمك و ياورى خواهد نمود .
وقتى انسان ، تاريخ را مورد مطالعه و بررسى قرار مىدهد ، مىفهمد كه :
« بشريت براى فرار از جاهليّت و گمراهى و بدبختى و سرگردانى و اضطراب و نگرانى و پراكندگى زندگانى و فكر و حواس و مشاعر خود ، جز اسلام راهى ندارد ، چنان كه در طول تاريخ زندگانى خود ، براى رهايى از شرور و طغيان جاهليّت جزت اسلام راهى نداشته است . اين اسلام در صورت كامل و نهايى خود تنها علاج براى همگى جاهليّتهاى جهان به خصوص جاهليّت نوين است ، بىگمان اسلام همان آيينى است كه هر چه را جاهليّت منحرف ساخته ، به وضعى صحيح باز مىگرداند و تصور و سلوك و سياست و اجتماع و اقتصاد و اخلاق و هنر و روابط زن و مرد و كليهء شئون زندگى انسان را در نصاب خود قرار مىدهد . » « 1 » آرى ، قرآن به عنوان بهترين راهنما ، باورهاى غلطى كه نزد مردم مىباشد را اصلاح كرده و آنها را در مسير تكامل و تعالى بشر قرار مىدهد و رشد عقلى و فكرى بشر را شكوفا كرده و او را به سوى قرب الى اللّه سوق مىدهد .
قرآن منحصر به يك عصر و زمان يا يك شهر و بلادى نيست ، قرآن متعلّق به همه اعصار و امصار است .
« قرآن ، زبانى جهانى و فطرى دارد ، در فهم معارف قرآن كريم نه بهره مندى از فرهنگى خاص شرط است ، تا بدون آن نيل به اسرار قرآنى ميسور نباشد و نه تمدّن ويژهاى مانع ، تا انسانها با داشتن آن مدنيّتِ مخصوص ، از لطايف قرآنى محروم باشند و يگانه زبانى كه عامل هماهنگى جهان گستردهء بشرى است ، زبان فطرت است كه فرهنگ عمومى و مشترك همهء انسانها در همه اعصار و امصار است و هر انسانى به آن آشنا و از آن بهرهمند است و هيچ فردى نمىتواند بهانهء بيگانگى با آن
هامش
( 1 ) - جاهليّت قرن بيستم : 276 .