به فصاحت شدهام شهرهء آفاق ولى * در بيان سخن عشق تو باشم اخرس
به همه عمر دمى با تو به سر برده محيط * حاصل عمر گرانمايه همين باشد و بس
( محيط قمى )
حقيقت رضا
رضاى عبد از حق به اين است كه اختيار خويش از ميانه بردارد ، يعنى راضى به هر چه خداى عزّ و جلّ در حق او انجام دهد ؛ باشد چه امرى كه محبوب بنده است مانند بسط رزق و سلامت جسم ، و چه امرى كه مكروه عبد است مانند امر به انفاق و شركت در جهاد و تحمل رنج و بلا در راه او .
از رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده :
اوَّلُ ما كَتَبَ اللَّهُ تَعالى فِى اللَّوْحِ : انّى انَا اللَّهُ ، لا الهَ الَّا انَا ، مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضائى ، وَلَمْ يَشْكُرْ لِنَعْمائى ، وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلى بَلائى فَلْيَطلُبْ رَبّاً سِوائى . « 1 »
اول مطلبى كه خداوند در لوح به قلم قدرت نوشت اين بود : همانا من پروردگار عالمم ، جز من معبودى نيست ، هر كس به قضا و حكم من رضا ندهد ، و نعمتهايم را شكر نكند ، و بر بلا و آزمايشهايم صبر ننمايد ، پس خدائى غير من را طلب كند .
آرى ، برابر اين روايت عرشى و جملات ملكوتى ، هر كس خدا را بخواهد بايد به دادهء او راضى باشد ، و بر نعمتش شكر كند . و بر بلايش صبر نمايد .
اينكه اول حقيقتى كه بر لوح نقش مىبندد رضا به قضاست ؛ دليل بر عظمت اين مسئله و رفعت اين حقيقت و بلندى جايگاه اين مقام است .
هامش
( 1 ) - فيض القدير : 4 / 617 .