كُن موجودى است كه يكباره به وجود مىآيد نه به تدريج ، بنابراين هنگام وجود يافتن احتياج به شرايط و قيودى مانند زمان و مكان ندارد .
از اين جا روشن مىشود : امر ، كه روح هم از آن جمله است ، موجودى غيرجسمانى و غيرمادى است . چون يكى از قوانين حاكم بر موجودات مادّى و جسمانى اين است كه به تدريج هستى مىيابند و مقيّد به زمان و مكان مىباشند .
بنابراين روح انسان مادّى و جسمانى نيست ، هر چند به پيكر مادّى و جسمانى به گونهاى وابسته است .
آياتى وجود دارد كه از چگونگى اين وابستگى پرده برمىدارد ، مانند آيهء :
مِنْهَا خَلَقْنكُمْ وَ فِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى » « 1 »
شما را از زمين آفريديم ، و به آن باز مىگردانيم ، و بار ديگر از آن بيرونتان مىآوريم .
و آيهء :
خَلَقَ الْإِنسنَ مِن صَلْصلٍ كَالْفَخَّارِ » « 2 »
انسان را از گلى خشكيده مانند سفال آفريد .
و آيهء :
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُللَةٍ مّن مَّآءٍ مَّهِينٍ » « 3 »
سپس نسل او را از چكيدهاى از آب پست و بىمقدار قرار داد .
و آيهء :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسنَ مِن سُللَةٍ مّن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْنهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ
هامش
( 1 ) - طه ( 20 ) : 55 .
( 2 ) - الرحمن ( 55 ) : 14 .
( 3 ) - سجده ( 22 ) : 8 .