« وَ نَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ » « 1 »
و از روح خود در وى دميد .
و در جاى ديگر فرموده است :
وَ يَسَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبّى » « 2 »
و از تو دربارهء روح مىپرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است .
در اين آيه روح را از سنخ و نوع امر خود معرّفى مىكند و سپس در جاى ديگر امر را معرّفى كرده و مىفرمايد :
إِنَّمَآ أَمْرُهُ إِذَآ أَرَادَ شَيًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ * فَسُبْحنَ الَّذِى بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلّ شَىْءٍ » « 3 »
شأن او اين است كه چون پديد آمدن چيزى را اراده كند ، فقط به آن مىگويد :
باش ، پس بىدرنگ موجود مىشود . * بنابراين [ از هر عيب و نقصى ] منزّه است خدايى كه مالكيّت و فرمانروايى همه چيز به دست اوست .
در اين آيه مىفرمايد كه روح از عالم ملكوت و همان كلمهء كُنْ وجودى است .
در جاى ديگر امر را چنين وصف مىفرمايد :
وَ مَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَ حِدَةٌ كَلَمْحِ بِالْبَصَرِ » « 4 »
و فرمان ما جز فرمان واحدى نيست كه مانند يك چشم بر هم زدن است .
تعبير كَلَمْحِ بِالْبَصَرِ مانند : يك چشم بر هم زدن مىرساند كه امر با همان حكم
هامش
( 1 ) - سجده ( 32 ) : 9 .
( 2 ) - اسراء ( 17 ) : 85 .
( 3 ) - يس ( 36 ) : 82 - 83 .
( 4 ) - قمر ( 54 ) : 50 .