خيز تا قصد كوى يار كنيم * گذرى بر درنگار كنيم
روى در خاك كوى او ماليم * وز غمش نالههاى زار كنيم
به زبانى كه بيدلان گويند * رمزكى چند آشكار كنيم
هجر او را كه جان ما خون كرد * به كف وصل در سپار كنيم
حاشَ لِلّه كز او كنيم گله * گله از بخت روزگار كنيم
ما اگر بر مراد او سازيم * ترك تدبير و اختيار كنيم
زود پا در بساط وصل نهيم * دست با دوست در كنار كنيم
عشق رويش چو پرده برگيرد * گر نميريم پس چه كار كنيم
از عراقى چو رو بگردانيم * روى در روى غمگسار كنيم
( فخرالدين عراقى )
عظمت بهشت در روايات
از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده :
در بهشت درختى است كه از بالاى آن زيورها بيرون مىآيد ، و از پايين آن اسبهاى ابلق زين شدهء دهنهدار ، اين اسبها داراى بالند ، فضولات ندارند ، اولياى الهى بر آن سوار مىشوند و در هر كجاى بهشت كه بخواهند مىروند .
آنان كه مقامى كمتر و پايينتر از آنان دارند عرضه مىدارند : الهى ! چه چيز باعث اين كرامت براى اولياى تو شد ؟ خداوند مىفرمايد : اينان خواب شب را بر خود حرام كردند و به قيام به عبادت بيدار ماندند ، روز را روزه گرفتند و از خوردنىها خوددارى كردند ، با دشمنان من بدون ترس و وحشت جنگيدند ، در راه من از مال خود صدقه دادند و بخل نكردند . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 8 / 118 ، باب 23 ، حديث 4 ؛ الأمالى ، شيخ صدوق : 291 ، حديث 14 .