خداى را مىستاييم بر آنچه گرفت و آنچه عنايت فرمود ، و بر آنچه لطف كرد و بر آنچه آزمايش نمود ، آگاه به هر نهان است ، و حاضر در كنار هر راز ، آگاه است به آنچه در سينهها نهفته ، و به خيانت ديدهها عالم است . و شهادت مىدهيم كه خدايى جز او نيست ، و محمّد صلى الله عليه و آله برگزيده و فرستادهء اوست ، شهادتى كه در آن نهان با آشكار و قلب با زبان موافق است .
ابوحمزه ثمالى گويد كه :
امام زين العابدين عليه السلام در دل شب توشهاى از نان برمىداشت و به فقراى مدينه صدقه مىداد و مىفرمود : صدقهء پنهانى آتش خشم پروردگار را فرو مىنشاند . چون رحلت نمود در هنگام غسل ديدند كه آثار كشيدن بار بر پشت مبارك آن حضرت نمايان است ، از كيفيت آن پرسيدند : گفته شد انبانهاى آرد در شب برمىداشت و بر گرد كوچههاى مدينه مىگرديد و به مستمندان آذوقهء پنهانى مىرساند . « 1 » 2 - گنجينههايى كه به گونه طبيعى پنهان و مرموز است :
در طبيعت آفرينش حقّ ، سرمايههاى مادّى يا معنوى نهفته است كه نيازمند كاوش و تلاش براى دستيابى به آنهاست ، مانند گنجى كه در آثار باستانى قرار دارد و يا معدن طلايى كه در دل كوهها يا صخرههاى بزرگ و بستر رودخانهها پوشيده است و موانع طبيعى آنها را پوشش داده است و از ديدگان عادى انسان و حيوانات مصون مانده است . اين گونه حجابهاى طبيعى هم ، در محضر خداوند آشكار و روشن است .
حق تعالى اندرز لقمان حكيم به فرزندش را چنين بازگو مىفرمايد :
يبُنَىَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى
هامش
( 1 ) - كشف الغمه : 2 / 77 ؛ بحار الأنوار : 46 / 88 ، باب 5 ، حديث 77 .