حضرت حقّ ، يگانهاى است كه هيچ موجودى نمىتواند با آن سر ستيز و رقابت داشته باشد ؛ زيرا هر چيزى خواه ناخواه در مسيرى حركت مىكند كه حضرت ربّ براى آن ترسيم كرده و سرپيچى از او ناممكن است .
بنابراين سراسر نظام هستى در يك حركت هماهنگ گوش به فرمانِ فرماندهء كلّ هستى دارد و در خط ارادهء مستقيم او مىچرخد . هيچ ممكنى قدرت آن را ندارد كه با سلطنت و قدرت شكستناپذير جدال نمايد .
پس امام معصوم عليهم السلام حكومت خدا را در نهايت اقتدار مىداند ؛ چرا كه هيچ نيازى به پشتيبان و لشكرى ندارد و همهء آفرينش در تسخير قدرت اويند و در ادامهء بقاى خود نيز به افاضهء لحظه به لحظه او نيازمندند .
اقتدار و چيرگى سلطنت او بر تمام هستى به اين معناست كه در قوانين كائنات بين موجودات روابط و نظام حاكم است ، هر يك بدون تخلّف به كار خود مشغول مىباشد . از ريزترين ذرّهء اتمى گرفته تا بزرگترين اجرام آسمانى در نظارت فرمان اويند .
خداوند سبحان مىفرمايد :
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَآءِ وَ هِىَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَآ أَتَيْنَا طَائِعِينَ » « 1 »
آن گاه آهنگ آفرينش آسمان كرد ، در حالى كه به صورت دود بود ، پس به آن و به زمين گفت : خواه يا ناخواه بياييد . آن دو گفتند : فرمانبردار آمديم .
پژوهشهاى امروز بشرى ، دستيابى به همين قانون مدارى موجودات است كه در روابط بين آنها برقرار شده است .
هامش
( 1 ) - فصّلت ( 41 ) : 11 .