آن مرد بعد از مدتى نزد امام عليه السلام برگشت و گفت : يا اميرمؤمنان ! من از درگاه خدا بسيار آمرزش طلبيدم ، اما گشايشى در كار خود نمىبينم .
حضرت فرمود : شايد راه درست استغفار كردن را نمىدانى .
گفت : به من ياد دهيد .
حضرت فرمود : نيّت خويش را خالص كن و از پروردگارت اطاعت كن و بخوان :
اللَّهُمَّ إِنّى اسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ قَوَّى عَلَيهِ بَدَنى بِعافِيَتِكَ . . . « 1 »
خداوندا ! بىگمان از هر گناهى كه بدنم به واسطهء تندرستى دادن تو قدرت بر آن پيدا نمود ، آمرزش مىطلبم . . .
سپس آن عرب گفت : من به اين ترتيب بارها استغفار كردم و خداوند اندوه و تنگدستى را از من بر طرف ساخت و روزيم را گشايش داد و رنج و گرفتاريم را زدود . » « 2 » حضرت على عليه السلام فرمود :
خداى عزوجل هر گاه اراده مىكند كه به زمينيان عذاب رساند ، مىفرمايد :
اگر نبودند كسانى كه به واسطهء بزرگى و شكوه من با يكديگر مهر مىورزند و مسجدهاى مرا آباد مىسازند و در سحرگاهان آمرزش مىطلبند هر آينه عذابم را فرو مىفرستادم . « 3 » و حضرت لقمان هم در اندرزهاى خود به فرزندش مىفرمايد :
فرزندم ! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد كه هنگام سحر كه تو در خوابى ، او
هامش
( 1 ) - إقبال الأعمال : 2 / 143 ؛ فلاح السائل : 237 .
( 2 ) - كنز العمال : 2 / 258 ، حديث 3966 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 70 / 382 ، باب 139 ، حديث 4 ؛ علل الشرايع : 2 / 521 ، حديث 1 .