خداى عز و جل گر ببخشدم شايد * سزاى بندگيش چون زمن نمىآيد
به هر چه بستم جز حق شكسته باز آمد * دل مرا بجز از ياد خود نمىشايد
براى توشهء عقبى بسى نمودم سعى * زمن نيامد كارى كه آن به كار آيد
ز بيم آن كه مبادا خجل شود فردا * دلى به طاعتى امروز مىنياسايد
نرفتهام به ره حق چنان كه بايد رفت * نكرده هيچ عبادت چنان كه مىبايد
مگر به هيچ ببخشند جرم هيچان را * ز هيچ هيچ نيايد ز هيچ هيچ آيد
تمام روز در اين غم بسر برم كه صباح * براى من شب آبستنم چه مىزايد
دلم رميد و زمن بهترى نمىيابد * اگر دچار تو گردد به گوش بازآيد
حديث واعظ پرگو نَه در خورِ فيض است * بيا بخوان غزلى تا دلم بياسايد
( فيض كاشانى )
آثار و عواقب خطرناك گناهان در قرآن
فَبَدَّلَ الَّذينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذى قيلَ لَهُمْ فَانْزَلْنا عَلَى الَّذينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ » « 1 »
ولى ستمكاران ، سخنى را كه [ بيرون دروازه شهر ] به آنان گفته شده بود [ پس از ورود به شهر ] به سخنى ديگر تبديل كردند [ به جاى درخواست ريزش گناهان ، درخواست امور مادى كردند ] . ما هم بر ستمكاران به سبب آن كه همواره نافرمانى مىكردند ، عذابى از آسمان فرود آورديم .
بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ احاطَتْ بِهِ خَطَيئَتُهُ فَاولئِكَ اصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ » « 2 »
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 59 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 81 .