براى مرتكب شوندهاش در علم تو ، عين هلاكت است ، و زشتى اعمالى كه در عرصهء قضا و قدَرَت او را رسوا كرده ، به فرياد رسى و طلب يارى برخاسته ؛ همان گناهانى كه روزگار لذّتهايش پشت كرده و از بين رفته ، و پيامدهاى زيان بخشش به جا مانده و گريبان گير شده .
شناخت گناه و عذاب
چه نيكوست عزيزان مؤمن براى شناخت گناهان و عذاب و عقاب آنها به كتاب « عقاب الاعمال » نوشتهء شيخ صدوق و جلد دوم « اصول كافى » تأليف كلينى بزرگوار مراجعه كنند ، و به دو جمله آخر فرازهاى مورد ترجمه بيشتر توجّه نمايند كه لذّت گناه آنى و بسيار زودگذر ، ولى حسرت و عقاب و عذابش اگر در دايرهء توبه قرار نگيرد ، دائمى و هميشگى است .
چون در شرح اين فراز مطالب متفرقهاى قبلًا بيان شده به همين مقدار بسنده كرديم .
اى دل به عشق خويش گرفتار بودهاى * خود را به نقد عمر خريدار بودهاى
گر بگذرى ز خويش انيس خدا شوى * اى خودپرست دون چه ستمكار بودهاى
بگشاى چشم عبرت و كرّوبيان ببين * تا روشنت شود چقدر خوار بودهاى
برخيز و جهد كن به مقام خرد رسى * روز نخست چون به خرد يار بودهاى
زآسودگى نداشتهاى دست يك نفس * اى فيض خويش را تو چه غمخوار بودهاى
( فيض كاشانى )