گذر كن ز بيغولهء نام و ننگ * به شه راه مردان درآيى درنگ
رسوم سفيهان ابله بمان * كه رسم سفيهان كند كار تنگ
فراخ است و هموار راه خرد * در اين راه نه خار باشد نه سنگ
به دست آورى گر تو ميزان عقل * نباشد تو رابا خود و غير جنگ
چو آهنگ جان تو آرد هوا * به خيل هواى خدا زن چنگ
به قدر ضرورت ز دنيا بگير * مكن بار بر خود گران و ملنگ
كمى مال ، افزونى راحت است * كمى جاه ، آسايش از نام و ننگ
پذيرفتى اين نكته را گر چه فيض * و گرنه سر خالى از عقل و سنگ
( فيض كاشانى )
هواى نفس در روايات
روايات بسيارى در باب هوا وارد شده كه براى نمونه به چند روايت اشاره مىشود :
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود :
انَّ اخْوَفَ ما اخافُ عَلى امَّتِى الْهَوى وَ طُولُ الاْمَلِ ، امَّا الْهَوى فَانَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ ، وَ امّا طُولُ الاْمَلِ فَيُنْسِى الْآخِرَةَ . « 1 »
ترسناكترين چيزى كه به حقيقت از آن بر امّتم مىترسم هوا و آرزوى دراز است ، اما هواى نفس بازدارندهء از حق ، و طول آرزو فراموش دهندهء آخرت است .
حضرت جواد عليه السلام فرمود :
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 67 / 75 ، باب 46 ، حديث 3 ؛ وسائل الشيعة : 2 / 438 ، باب 24 ، حديث 2581 .