وارد حجر اسماعيل شد و نماز خواند و آنگاه به سجده رفت .
با خود گفتم : او مردى پاك سرشت از خاندان بزرگوارى است ؛ چه نيكوست كه نزديك او شوم و دعاهايش را بشنوم .
پس شنيدم كه در سجدهاش مىفرمود :
عُبَيْدُكَ بِفِنائِكَ مِسْكينُكَ بِفِنائِكَ فَقيرُكَ بِفِنائِكَ سائِلُكَ بِفِنائِكَ .
بندهء كوچك تو در آستانهء توست ؛ بندهء بيچارهات در بارگاه توست ؛ بندهء نيازمندت به در خانهء توست ؛ بندهء درخواست كنندهات در درگاه توست .
سپس طاووس گويد : دعاهاى امام را در هنگام گرفتارى و پريشانى مىخواندم ، به سرعت اندوهم بر طرف مىشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 75 ، باب 5 ، حديث 66 ؛ كشف الغمة : 2 / 80 .