صالح هستند ، عمل مخصوص عامل است نه چيز ديگر . انسانى كه در منزل خودش درختى غرس كرد ، نسيم و سايهاش به رهگذر مىرسد .
اگر كسى نسبت به كسى كار خيرى كرد نبايد بگويد من نسبت به او احسان كردم ، عملى را كه انسان انجام داد ، اين عمل حىّ و زنده است و از جان بيرون نيست ، نسيم اين عمل به آن عابر رهگذر مىرسد ، چه در فضيلت و چه در رذيلت . » « 1 »
الهى اى عطايت بى حد و مرّ * خداى قادر و حىّ توانگر
به آه عاشقان سينه خسته * كه از هجران رگ دلشان شكسته
به اشك چشم آن بيچاره مردم * كه خون گريد بدين احوال انجم
به آنانى كه در راه تو خوارند * شب و روز از فراقت اشكبارند
به وصل واصلان و قرب ايشان * به مهجوران از هجران پريشان
به آنانى كه غافل از تو آنى * نگرديدند اندر هر مكانى
به حق حاى حمد و ميم محمود * به عين و لام و يا از بود و نابود
به سه چار و دو حرف اسم اعظم * بدان عرشى نشينان معظم
به حق دوستى دوستداران * كه در راهت گذشتند از سرو جان
كه رفعت را از اين ذلّت به عزّت * رسان از راه لطف و فضل و رحمت
الهى روبه درگاه كه آريم * پناهى غير درگاهت نداريم
اگر چه معصيت بنياد ما كند * تويى در مغفرت بيچون و بى چند
به توحيد تو مودرمو زبانيم * احد جز ذات پاكت را ندانيم
نوابخشا تويى ما بىنواييم * تو عين رحمت و ما هم گداييم
همه لطفى و يكسر فضل و رحمت * ز رحمت يك نظر فرما به رفعت
( ميرزا عباس همدانى ، رفعت )
هامش
( 1 ) - تفسير سورهء ابراهيم ، آملى : 67 .