4 - دوستى يا دشمنى نزديكان
در نزديكان و خويشان به طور طبيعى محبت باطنى برقرار است ولى گاهى بدبرداشتى و بدگمانى ، مايهء از هم پاشيدگى خويشاوندى خانوادگى مىشود پس در صورت ادامه تبديل به كينه و دشمنى و انتقام خونين مىگردد .
در عصر جاهليت قبل از اسلام و اقوام و ملل به دور از تمدن شهرى كنونى به رسم خون در برابر خون ، قبيلهها از يكديگر انتقام سخت مىگرفتند و اگر كسى از قومى دچار بدبينى يا تجاوز به حقوق ديگرى مىشد ، همه قبيله به خاطر يك نفر از تمامى قبيلهء ديگر تصفيه حساب مىكرد و اين رسم جاهلى سبب مىشد كه قبيلههايى كه حتى در آنها خويشانى با هم ازدواج كرده بودند و ارتباط فاميلى داشتند ، در اين آتشها مىسوختند و نسل بسيارى نابود مىگشت و در اثر اين شيوهء شيطانى ، پيوند قلبها پاره پاره شده و عاطفهها به سنگدلى و خوى تجاوزگرى تبديل گرديده و دوستىها و آشتىها به دورى و نزاع مىانجاميد .
بنابراين اسلام به اصالت برادرى و دوستى در بين مردم تأكيد داشته و از عوامل و زمينههاى تفرقه و جدايى پرهيز داده است ، تا زندگى مسالمتآميز برقرار باشد .
ارتباط انسانها با يكديگر
البته انسانها در ارتباط با يكديگر و شيوههاى رفتارى به سه گروه تقسيم مىشوند :
1 - گروهى از انسانها در ارتباطهاى خود به مردم اصالت داده و مردم را اصل و ركن اهميت خويش قرار مىدهند كه اين ذهنيّت سبب ريا در عمل و رفتار شده و عيوب و ضعفهاى خود را مىپوشانند مانند : هنرمندان و ورزشكاران و سرمايه داران بازارى كه براى جلب نظر مردم و حمايت آنان از مردم تعريف و تمجيد مىكنند و براى احترام به لطف مردم تا كمر خم شده و در برابر پولشان كرنش