مىشود :
گاهى از روى حسادت و خودخواهى است و گاهى از روى غبطه و از خود گذشتگى است . حسد نسبت به كمالات مادى و معنوى انسانها در هر صورت ويژگى پليدى است ؛ زيرا دردى بىدرمان و رنج روحى و روانى را در پى دارد و جامعه را از نظر اعتماد ناامن مىسازد .
امام على عليه السلام فرمود :
مَنْ وَلَعَ بِالْحَسَدِ وَلِعَ بِهِ الشُّوْمُ . « 1 »
هر كه شيفتهء حسادت باشد ، نحسى و بدبختى شيفتهء اوست .
و فرمود :
الْحاسِدُ يُظْهِرُ وُدَّهُ فى أَقْوالِهِ وَ يُخْفى بُغْضَهُ فى أَفْعالِهِ ، فَلَهُ اسْمُ الصَّدِيقِ وَصِفَةُ العَدُوِّ . « 2 »
حسود به زبان لاف دوستى مىزند و در عمل مخفيانه دشمنى مىورزد و بنابراين او نام دوست دارد ولى از صفت دشمن برخوردار است .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
آن گاه كه موسى بن عمران در حال مناجات و گفتگو با پروردگارش بود ، مردى را زير سايهء عرش خدا ديد . عرض كرد : اى پروردگار من ! اين كيست كه در سايهء عرش توست ؟ خدا فرمود : اى موسى ! او از كسانى است كه بر نعمتهايى كه خدا به مردم داده است حسادت نورزيده است . « 3 » حسادت ازجمله بيمارىهايى است كه بلاى جان امتها شده است و در چهرهء
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 75 / 12 ، تتمه باب 15 ، حديث 70 .
( 2 ) - غرر الحكم : 301 ، حديث 6841 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 70 / 255 ، باب 131 ، حديث 25 ؛ تفسير العياشى : 1 / 248 ، حديث 156 .