پيامبران و اولياى خود خواسته است كه در دنيا بين مردم زندگى كنند تا نشانههاى رحمت و تابلوهاى عزّت را به چشم خود بنگرند .
روايت شده است كه :
روزى حضرت داود عليه السلام تنها به دشت و بيابان رفت پس خداوند به او وحى فرمود : اى داود ! چه پيش آمده كه تو را تنها مىبينم ؟ عرض كرد : پروردگارا ! شوق ديدار تو در جانم شدت گرفته و بين من و آفريدگان تو فاصله انداخته است . خداوند به او وحى فرمود : به ميان آنان برو ؛ زيرا اگر تو يك بنده فرارى را به نزد من بياورى ، تو را در صحنهء عرش با وصف « ستوده » ثبت مىكنم . « 1 » پس كسى كه همهء عمر در خدمت ارشاد و هدايت خلق است و بر دلهاى آنان حكومت مىكند تا انسانهاى بيشترى به حق برسند ؛ در جايگاهى بلند قرار دارد .
حضرت على عليه السلام در تشويق به عمل صالح مىفرمايد :
رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْماً فَوَعى ، وَ دُعِىَ الى رَشادٍ فَدَنا ، وَ اخَذَ بِحُجْزَةٍ هادٍ فَنَجا . « 2 »
خداوند رحمت كند مردى را كه حكمتى بشنود و آن را حفظ نمايد ، دعوت به هدايت شود و به آن نزديك گردد ، و دامن هدايتگرى را بگيرد و نجات يابد .
اگر ما هدايت را به معناى دلالت بر شىء بدانيم بدون توجه به جهت نيك و خير يا بدى و شر آن و از اين كه امام سجّاد عليه السلام هدايت را به كلمهء صلح مقيد نموده ، معلوم مىشود هدايت مفسدانه هم امكان دارد . يعنى كسى يا گروهى ، راه باطل را با حق مشتبه مىسازند و يا به گناهى به خيال كار نيك تشويق و دعوت مىكنند ولى نيّت آنان گسترش فساد و فحشا در جامعه است ، پس امام در اين فراز از طرف
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 14 / 40 ، باب 3 ، حديث 26 ؛ ارشاد القلوب ، ديلمى : 1 / 171 ، باب 50 .
( 2 ) - نهج البلاغه : خطبهء 75 .