هنگامى كه امور مشتبه و دشوار مىشود نياز به هدايت خداوند بيشتر مىشود و در مورد هر كسى به حسب او ابزارهاى مخصوص به كار مىافتد و توفيق مىيابد .
يعنى گاهى آدمى با يك نصيحت دگرگون مىشود و راه نجات را پيدا مىكند و گاهى انسان با هزاران سخن و اندرز و راهنمايى به راه راست نمىآيد و عاقبت كلنگ قبرستان و فشار قبر او را بيدار مىكند .
مولاى متقيان دربارهء اين وضعيت قلبى مىفرمايد :
الَّلهُمَّ انْ فَهِهْتَ عَنْ مَسأَلَتى ، اوْ عَمِهْتَ عَنْ طَلِبَتى ، فَدُلَّنى عَلى مَصالِحى ، وَ خُذْ بِقَلْبى الى مَراشِدِى ، فَلَيْسَ ذلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هَداياتِكَ وَ لابِبِدْعٍ مِنْ كِفاياتِكَ . « 1 »
الهى ! اگر از بيان مسألتم عاجزم ، يا از اين كه چه بخواهم سرگردانم ، پس به آنچه مصلحت من است راهنمايم باش ، و عنان دلم را به سوى آنچه خير من است ، بگردان كه اين برنامهها از هدايتها و كفايتهاى تو بيگانه و عجيب نيست .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
إِذا أَرادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْرَاً نَكَتَ فى قَلْبِهِ نُكْتَهً بَيْضاءَ ، فَجالَ الْقَلْبُ يَطْلُبُ الْحَقَّ ، ثُمَّ هُوَ إِلى أَمْرِكُمْ أَسْرَعُ مِنَ الطَّيْرِ إِلى وَكْرِهِ . « 2 »
هر گاه خداوند خوبى بندهاى را بخواهد ، نقطهاى سفيد در دل او پديد آورد و آن گاه دل در جستجوى حق برآيد ، پس چنين كسى به سوى عقيدهء شما شتابانتر آيد تا پرندهاى كه به لانهاش مىشتابد .
بنابراين خداوند زمينهساز هدايت به سوى كمال و حقيقت است و حق از
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 218 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 5 / 204 ، باب 7 ، حديث 33 ؛ المحاسن : 1 / 201 ، حديث 37 .