يقينى كه رسول خدا از امين وحى ، معنا و تفسيرش را پرسيد ، و امين وحى در جواب حضرت عرضه داشت :
الْمُوقِنُ يَعْمَلُ لِلّهِ كَانَّهُ يَراهُ . « 1 »
اهل يقين براى خدا آن چنان بندگى مىكنند كه گوئى حضرت حق مورد مشاهده آنهاست .
اين چنين يقين اجازه نمىدهد كه جاذبههاى غير خدائى ، و كششهاى غير الهى كمترين اثرى بر انسان بگذارند . با داشتن چنين يقينى ، انسان در ميان سختترين طوفانها ، و مشكلترين حوادث ، با كمال عشق و علاقه و بدون كمترين سستى و دل سردى و پژمردگى به عبادت و بندگى و طاعت و خدمت ادامه مىدهد و آن همه طوفان و حادثه را از جانب معشوق علّت ترفيع درجه و تزكيهء باطن مىداند .
با اين يقين است كه انسان در جنب حضرت محبوب به كسى و چيزى اعتنا نمىكند . با اين يقين است كه سراپاى وجود انسان جهت عبادت و طاعت غرق شوق و ذوق است . با اين يقين است كه انسان نسبت به حضرت حق سر از پا نمىشناسد و مىخواهد به هر قيمتى تمام هستى ناقابل خود را نثار يك غمزهء دوست كند . با اين يقين است كه اگر تمام پردهها از روى رخسار اسرار گرفته شود ، چيزى درقلب عاشق نسبت به حضرت دوست اضافه نمىگردد .
همانطور كه حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
لَوْ كُشِفَ الْغِطاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقيناً . « 2 »
اگر تمام پردهها از برابر ديدهام كنار برود ، و اسرار نهانى ظهور كند بر يقينم افزوده نمىشود .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 74 / 20 ، باب 2 ، حديث 4 ؛ معانى الاخبار : 261 ، حديث 1 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 46 / 135 ، باب 8 ، حديث 25 ؛ غرر الحكم : 119 ، حديث 2082 .