كه لازم باشد بر زمين آب بريزند ، تا زمين با سيراب شدنش اين همه گياهان و ميوهجات متنوع همراه با رنگهاى مختلف و انرژىهاى مادّى و مزهها و ويتامينهاى گوناگون بر سر سفرهء بشر قرار دهد ! !
نمىدانم چرا خوردن اين همه نعمت ، و استفاده كردن از اين همه لطف خداوندى جزايش اين همه معصيت و گناه و طغيان و ظلم و بيدادگرى و جنايت و عبادت شيطان است ؟
مگر بشر عقل ندارد ، مگر انسان از انصاف خالى است ، مگر نمىبيند ، مگر نمىشنود ، مگر انديشه نمىكند ، مگرنه اين است كه تمام قواعد عقلى - فلسفى - علمى - شرعى - انسانى - الهى - ملكوتى - معنوى يك جا و يك صدا مىگويند :
هَلْ جَزَآءُ الْإِحْسنِ إِلَّا الْإِحْسنُ » « 1 »
آيا پاداش نيكى جز نيكى است ؟
اى كاش ! در اين همه آثارى كه از آب باران پديد مىآيد و ما مجانى از آن استفاده مىكنيم انديشه مىكرديم .
اى كاش ! خالق و صاحب اين همه عنايت ولطف را با تمام وجود لمس مىكرديم .
اى كاش ! به سوى قرآن و فرمايشهاى انبيا و امامان مىرفتيم تا بدانيم ، پس از خوردن اين همه نعمت در برابر صاحب نعمت چه وظيفهاى داريم ؟
اى كاش ! در برابر هزار يك از يك نعمت دست سپاس به سوى خالق بى نياز بر مىداشتيم و حداقل شكر را بجا مىآورديم .
بردرش حلقه زدم از سردرد * گفت بيهوده مكوب آهن سرد
گفتم اندر ره وصلم پويان * گفت از اين راه كه دارى برگرد
هامش
( 1 ) - الرحمن ( 55 ) : 60 .