كن به خاطر اين كه به تو نزديك است و ظاهر و باطن تو را حاضر و ناظر است .
قيلَ لِلنَّبِىِّ صلى الله عليه و آله : اوْصِنى ، قالَ : اسْتَحْىِ مِنَ اللّهِ كَما تَسْتَحيى مِنَ الرِّجُلِ الصّالِحِ مِنْ قَوْمِكَ . « 1 »
به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفته شد مرا وصيت كن ، حضرت فرمود : از خدا حيا كن ، چنان كه از مردى شايسته از اقوامت حيا مىكنى .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
اوَّلُ ما يَنْزِعُ اللّهُ مِنَ الْعَبْدِ الْحَياءُ ، فَيَصيرُ ماقِتاً مُمْقِتاً ، ثُمَّ يَنْزِعُ مِنْهُ الْامانَةَ ، ثُمَّ يَنْزِعُ مِنْهُ الرَّحْمَةَ ، ثُمَّ يَخْلَعُ دينَ الْاسْلامِ عَنْ عُنُقِهِ فَيَصيرُ شَيْطاناً لَعيناً . « 2 »
بر اثر گناه پى در پى اول چيزى كه خداوند از بنده ريشه كن مىكند حيا است ، بدين سبب بنده مورد خشم و غضب قرار مىگيرد ، سپس امانت ، سپس رحمت ، آنگاه رشته دين را از گردنش باز مىكند ، پس از اين ، بنده تبديل به شيطان ملعون مىشود .
اى كه زجود تو بود بود ما * لطف تو سرمايهء پرسود ما
رسم كريمان نه كه خوان گسترند * سير چو شد ضيف به نيران برند
خاصه كريمى چو تو اى پادشاه * خيل گداييم همه روسياه
گرنه نمك خوارهء خوان توايم * ريزه خور نعمت و نان توايم
حاصل ما گر شده بيچارگى * محو نشد رسم نمك خوردگى
گر به جزامان بنمائى نسق * نامه سياهيم ورق بر ورق
باز مكن نامهء اعمال ما * اى كرمت غايب آمال ما
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 336 ، باب 81 ، حديث 20 ؛ مستدرك الوسائل : 8 / 466 ، باب 93 ؛ ذيل حديث 10027 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 68 / 335 ، باب 81 ، حديث 17 ؛ معانى الاخبار : 410 ، حديث 94 .