بسر من دارم از لطف وى افسر * به غير اين چگونه باور آيد
عنايت كن غريبم بى نوايم * كه دل سوى تو با چشم ترآيد
چه خوش باشد به وقت مرگ مسكين * به بالين سر تو حيدر آيد
( مؤلف )
دعاى يونس عليه السلام
از دعاى يونس كه در تاريكىهاى دريا در شكم ماهى گرفتار بود و راه حلّى جز دعا نداشت بدينگونه در قرآن مجيد ياد مىكند :
وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِى الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ » « 1 »
و صاحب ماهى [ حضرت يونس ] را [ ياد كن ] زمانى كه خشمناك [ از ميان قومش ] رفت و گمان كرد كه ما [ زندگى را ] بر او تنگ نخواهيم گرفت ، پس در تاريكىها [ ى شب ، زير آب ، و دل ماهى ] ندا داد كه معبودى جز تو نيست تو از هر عيب و نقصى منزّهى ، همانا من از ستمكارانم . * پس ندايش را اجابت كرديم و از اندوه نجاتش داديم ؛ و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم .
دعاى زكريا عليه السلام
زكريا به وقت پيرى از نداشتن فرزند در اندوه عجيبى به سر مىبرد ، حل اين مشكل رنج دهنده را جز از طريق دعا نديد ، به پيشگاه حضرت حق روى آورد .
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 87 - 88 .