تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
بنده‌ام رو كنم ، سپس او با صبر جميل از برنامهء من استقبال كند ، در قيامت از او حيا كنم كه برايش ترازو يا نامهء عمل برپاكنم .

داستانى از حاج محمد تهرانى

دوستى داشتم به نام حاج محمد تهرانى كه از سواد خواندن و نوشتن بهره‌اى نداشت ولى از نظر ايمان و يقين و عمل صالح مردى فوق العاده بود . يك بار در عرفات و بار ديگر در كاظمين خدمت مولاى بزرگوارمان حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه رسيده بود . در اواخر عمر مبتلاى به بيمارى رعشه سخت در هر دو دستش شده بود به طورى كه از جابجا كردن يك استكان آب عاجز بود . براى زيارت حضرت رضا عليه السلام به مشهد مشرف شد ، بالاى سر حضرت طلب شفا كرد ، نيمهء شب همان شب در عالم رؤيا به خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيد ، امام به او فرمود : به خاطر اين رعشه در دست ، مقامى در قيامت برايت مقرّر شده كه بسيار عالى است . چنانچه در اين چند روزهء باقى ماندهء عمر بخواهى از خدا براى تو طلب شفا كنم ولى در مقابل شفاى اين بيمارى آن مقام آخرتى از دستت خواهد رفت ، عرضه داشت كه تا پايان عمر با اين بيمارى صبر مىكنم ؛ زيرا مقام آخرتى بالاتر از سلامت دست من است ، سپس ازخواب بيدار شد و تا روز مرگ با همان رعشه در حالى كه قلبى راضى از حضرت حق داشت به سر برد . صبر بر بيمارى تا هنگام شفا داراى ثواب زيادى است و بر مريض است كه شكايت خود را از بيمارى فقط و فقط متوجه حضرت حق كند كه صبر بر مرض و لب فرو بستن از شكايت باعث شفاى زودرس است . ابن عباس مىگويد : انَّ امْرَاةَ ايُّوبَ قالَتْ لَهُ يَوْماً : لَوْدَعَوْتَ اللّهَ انْ يَشْفِيَكَ ، فَقالَ : وَيْحَكِ كُنّا فِى