خطرناك به حصار الهى قناعت پناه ببرد .
الا چند از پى دنيا كشى رنج * تو را كُنج قناعت بهتر از گنج
ز خوان رزق اندك توشهاى گير * قناعت كن ز عصيان گوشهاى گير
چه از رزق مقدّر بيش جويى * چه از روز مقرّر پيش جويى
ز تقدير خدا بيزارى است اين * ز خود رأيى خدا آزارى است اين
اگر شخصى به قدر بهرهء خويش * شود از خوان نعمت قسمت انديش
ولى آن بندهء دور از سعادت * نگردد قانع و جويد زيادت
يقين كز مهر او افسرده گردد * از او يكبارگى آزرده گردد
تو هم اى بنده قانع باش و خرسند * مشو در بند آزار خداوند
ز دنيا گر به اندك توشه سازى * نسازى خرمن و با خوشه سازى
نبيند رنج گردون خرمن تو * شود از خوشه پر دُر دامن تو
سر خويش از طمع در پا مينداز * قناعت كن به گردون سر برافراز
( هلالى جغتايى )
حيات طيبه و قناعت
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أوْانْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّةُ حَياةً طَيِّبَةً » « 1 »
از مرد و زن ، هر كس كار شايسته انجام دهد در حالى كه مؤمن است ، مسلماً او را به زندگى پاك و پاكيزهاى زنده مىداريم .
در تفسير آيهء شريفهء آمده است :
« مراد از حيات طيّبه رزق حلال است .
اين معنى از ابن عباس و سعيد بن جبير و عطا روايت شده كه به حق رزق حلال ،
هامش
( 1 ) - نحل ( 16 ) : 97 .