اعتراف به گناه در نزد مردم
اصبغ بن نباته مىگويد :
مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام رسيد و گفت : اى اميرمؤمنان ! من زنا كردم مرا پاك گردان ، امير روى خود را از او برگرداند ، سپس فرمود : بنشين . آنگاه رو به مردم كرد و فرمود : اگر كسى از شما اين گناه را مرتكب شود آيا نمىتواند آن را بپوشاند ، همچنان كه خدا بر او پوشانده است ؟ « 1 » پس از اين برخورد حضرت معلوم شد كه اعتراف به گناه نزد مردم به طور كلى ناپسند و شكستن حرمت بندهء خداست .
از آداب دعا كردن ، اقرار به گناه است ، خوانندهء حق بايد در شروع خواسته به گناهان مقرّ و معترف و توبه كننده باشد .
حضرت صادق عليه السلام در آداب دعا چنين مىفرمايد :
در دعا ابتدا بايد خدا را ستود ، سپس به گناه اعتراف نمود و آنگاه حاجت را خواست ؛ سوگند به حق كه بنده تنها با اقرار به گناه از گناه خارج مىشود . « 2 » بنابراين در اقرار به گناه پنج فايده است :
اوّل : انقطاع به خداى تعالى .
دوّم : شكستگى قلب كه فضيلت بسيار دارد .
سوّم : حصول رقّت و دلسوزى كه نشانهء اخلاص است و آن هنگام پذيرفته مىشود .
چهارم : اقرار و اعتراف باعث گريه شود كه از بهترين آداب دعاست .
پنجم : موافقت با امر امام صادق عليه السلام است كه روايت آن گذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة : 28 / 38 ، باب 16 ، حديث 34159 ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 31 ، حديث 5017 .
( 2 ) - الكافى : 2 / 484 ، حديث 3 ؛ بحار الأنوار : 90 / 314 ، باب 17 ، ذيل حديث 19 .
( 3 ) - عُدّة الدّاعى : 167 .