اهل عرفان از درك آن حالت ناتوان شدهاند و قدمهايشان لرزيده است . بنابراين اهل حق و سعادت ، با دعا و ذكر و اشتياق به حق تعالى ، طلب حسن عاقبت مىكنند و تداوم بر اين حال را تا دم مرگ ، خواستارند .
مقام محب در نزد حبيب داراى ذوق و شوقى است كه تنها با حب و علاقه درك مىشود . همانطور كه براى ذكر مراتبى است براى ذاكر هم به حسب جايگاه او درجاتى است كه در سلوك به معرفت حق و نيك عاقبتى برقرار گرديده است .
پس ذكر براى انسان وسيلهاى است براى دلدادگى به محبوب تا در حب ذات حق فانى گردد .
سُئِلَ سَهْلٌ « 1 » : مَا الذِّكر ؟ قالَ : الطَّاعَةُ . قُلْتُ : مَا الطَّاعَةُ ؟ قالَ : الإِخْلاصُ . قُلْتُ :
مَا الإِخْلاص ؟ قالَ : المُشاهَدَةُ . قُلْتُ : وَ مَا المُشاهَدَةُ ؟ قالَ : الْعُبُودِيَّةُ . قُلْتُ : مَا العُبُودِيَّةُ ؟ قالَ : الرِّضا . قُلْتُ : مَا الرِّضا ؟ قالَ : الإِفْتِقارُ . قُلْتُ : مَا الإِفْتِقارُ ؟ قالَ :
التَّضَرُّعُ و الإِلْتِجاءُ ، سَلَّمَ ثُمَّ سَلَّمَ إِلَى المَمَاتِ . « 2 »
از سهل پرسيده شد : ذكر چيست ؟ گفت : فرمانبرى ، گفتم : فرمانبرى چيست ؟
گفت : خالص گردانيدن ، گفتم : خالص چيست ؟ گفت : ديدن ، گفتم : ديدن چيست ؟ گفت : بندگى ، گفتم : بندگى چيست ؟ گفت : خشنودى ، گفتم : خشنودى چيست ؟ گفت : نيازمندى ، گفتم : نيازمندى چيست ؟ گفت : زارى و پناهندگى و تسليم سپس تسليم ، تا مرگ .
داستانى در سوء عاقبت
امام خمينى رحمه الله نقل كردند كه :
هامش
( 1 ) - سهل ابن عبداللّه تسترى از بزرگان اهل تصوّف و طريقت مىباشد . ( لغت نامه دهخدا ) .
( 2 ) - تفسير السّلمى : 2 / 146 ، ذيل آيهء 35 سورهء احزاب ؛ لوامع الأنوار العرشيّة فى شرح الصحيفة السّجادية : 2 / 570 ، دعاى 11 .