وَاذْكُر رَبَّكَ فِى نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلَا تَكُن مِنَ الْغَافِلِينَ * إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَايَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ » « 1 »
و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روى فروتنى و زارى و بيم و ترس به صدايى آرام و آهسته ياد كن و [ نسبت به ذكر خدا ] از بىخبران مباش . * يقيناً مقرّبان و نزديكان خدا هيچ گاه از عبادت و بندگىاش تكبّر نمىورزند ، وهمواره او را تسبيح مىگويند ، و پيوسته براى او سجده مىكنند .
در اين آيهء كريمه تدبّر داشته باش كه كسانى كه در نزد او هستند چگونهاند ؟ آرى ، آن كه با جمال و جلال و حسن مطلق محشور است سخنى جز او ندارد .
در اوّل ذكر آرد انس با يار * در آخر ذكر از انس است و ديدار
چنان كه مرغ تا بيند چمن را * نيارد بستنش آنگه دهن را
شود مرغ حق آن فرزانه سالك * كه با ذكر حق است اندر مسالك
چگونه مرغ حق نايد به حق حق * چو مىبيند جمال حسن مطلق
اگر خواهى كه يا بى قرب درگاه * حضورى مىطلب درگاه و بيگاه
اگر خواهى مراد خويش حاصل * زياد حق مشو يك لحظه غافل
چو قلب آدمى گرديد ساهى * ز ساهى مىنبينى جز سياهى
دل ساهى دل قاسىّ عاصى است * دل عاصى است كاو از فيض قاصى است
همّت در استقامت بايد نه قناعت به حال فقط ، كه اصحاب حال ممكن است اهل قيل وقال شوند ، اما شهود طلعت سعادت و اعتلاى به جنّت قرب و مكاشفات انسانى اهل همّت راست .
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 205 - 206 .