اى قوم من ! نعمت خدا را بر خود ياد كنيد ، آنگاه كه در ميان شما پيامبرانى قرار داد .
وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » « 1 »
و شما را در آفرينش [ جسم و جان ] نيرومندى و قدرت افزود ، پس نعمت هاى خدا را به ياد آوريد تا رستگار شويد .
فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ » « 2 »
پس نعمت هاى خدا را ياد كنيد و در زمين تبهكارانه فتنه و آشوب برپا نكنيد .
يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّهَ ذِكْراً كَثيراً » « 3 »
اى اهل ايمان ! خدا را بسيار ياد كنيد .
در هر صورت ، ذكر حقيقتى است قلبى كه از توجّه به حضرت حق و قيامت و انديشه در كاينات و تفكّر در قرآن و انجام فرائض ، به دست مىآيد و ثمرهاش در حركت زبان با ذكر الفاظى و حركات مثبت در اعضا و جوارح پديد مىآيد و تحقّقش در اين سه مرحله ، شرف و عظمت ذاكر است .
« يَا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِينَ »
محدود نبودن ذكر
« رسالهء « نور على نور ذكر و ذاكر و مذكور » كه در مقدمهء « مفتاح الفلاح » شيخ بهايى آمده ، مىنويسد :
خداوند در هر چيز به كمّيّت اكتفا كرده است و حدّ براى آن معيّن فرموده ، مثلًا نماز پنج مرتبه ، روزه يك ماه ، زكات از نصاب معيّن ، ولى براى ذكر حدّى معيّن
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 69 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 74 .
( 3 ) - احزاب ( 33 ) : 41 .