و به كارگيرى سنّت خودت ياريم فرمايى و بر راهى كه به آزادى از عذاب و دستيابى به رحمتت مىانجامد ثابت قدم بدارى ، به رحمتت اى مهربانترين مهربانان .
پروين اعتصامى مىگويد :
اى خوشا مستانه سر در پاى دلبرداشتن * دل تهى از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن
نزد شاهين محبت بى پر و بال آمدن * پيش باز عشق آيين كبوتر داشتن
سوختن ، بگداختن چون شمع و بزم افروختن * تن به ياد روى جانان اندر آذر داشتن
اشك را چون لعل پروردن به خوناب جگر * ديده را سوداگر ياقوت احمر داشتن
هر كجا نورست چون پروانه خود را باختن * هر كجا نار است خود را چون سمندر داشتن
آب حيوان يافتن بيرنج در ظلمات دل * زان همى نوشيدن و ياد سكندر داشتن
همچو مور اندر ره همّت همى پا كوفتن * چون مگس همواره دست شوق برسرداشتن
( پروين اعتصامى )
دنيا و دنياپرستى در روايات
اما دنيايى كه شعله ور كنندهء آتش حرص و آلوده كنندهء دل به بخل و آورندهء كبر و