اميرالمؤمنين على عليه السلام دربارهء شدت عذاب برزخيان مىفرمايد :
سَلَكُوا فى بُطُونِ الْبَرْزَخِ سَبيلًا سُلِّطَتِ الْارْضُ عَلَيْهِمْ فيهِ فَاكَلَتْ مِنْ لُحُومِهِمْ وَ شَرِبَتْ مِنْ دِمائِهِمْ . فَأَصْبَحُوا فى فَجَواتِ قُبُورِهِمْ جَماداً لايَنْمُونَ وَ ضِماراً لا يُوجَدُونَ . لا يُفْزِعُهُم وُرُودَ الْاهْوالِ وَ لا يَحْزُنُهُمْ تَنَكُّرُ الْاحْوالِ ، وَ لا يَحْفِلُونَ بِالرَّواجِفِ وَ لا يَأْذَنُونَ لِلْقَواصِفِ . « 1 »
راهى را در درون برزخ پيمودند كه در آن راه ، زمين بر آنان مسلط شد ، خاك گور گوشتشان را خورد و خونشان را نوشيد . در شكاف قبورشان چنان بى جان شدند كه براى آنها رشدى نيست و غايبى گشتند كه اميد يافتنشان نيست ، حوادث هولانگيز دنيا آنان را نمىترساند و بدى حالات غصهدارشان نمىكند ، از زلزلهها دچار اضطراب نمىگردند و به نعرهء رعدهاى سخت گوش نمىدهند .
هولناكترين لحظات آدمى
خروج از قبر از هولناكترين لحظات آدمى است ؛ زيرا شديدترين حالتهاى عمر انسان در سه مرحله است :
1 - هنگام تولد و بيرون آمدن با فشار از خانهاى تنگ و تاريك .
2 - هنگام مرگ و خروج روح با شدت جان كندن از كالبد انسان .
3 - هنگام قيامت و ورود به صحنهء محشر و محاسبه اعمال نيك و ناپسند .
حضرت صادق عليه السلام از گوشه درياى عذاب به ما گزارش مىفرمايد :
كسى را در قبرش نشاندند و به او گفتند : ما مأموريم كه صد تازيانه از عذاب الهى به تو بزنيم . گفت : از عذابم درگذريد كه طاقت آن را ندارم . پس از گفت
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 212 .