[ به اين حقيقت ] معرفت و آگاهى ندارند .
بنابراين است كه مؤمنان نبايد ذلّت و خوارى داشته باشند . اگر براى آنان در زندگى سختى و كمبودهايى پيدا شد و يا به بلايى گرفتار آمد ، يا براى امتحان و شناخت درونى است يا براى پاكى از گناهى كه در هر صورت مايهء ارتقاى معنوى در كمال آدمى است .
كلمهء
« أكفاء »
در دعا به معناى امثال و اشباه در نسب و حسب است . و نسبت دادن فقر به آن از جهت شدت درد نيازمندى به نزديكان و يا نيازمندى به ديگران باشد هر گاه انسان محتاج به مانند خود باشد در حقيقت اسير او شود و ديگرى بر او رياست مىكند .
حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
. . . احْتَجْ الى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسيرَهُ وَ استَغْنِ عَمَّن شِئْتَ تَكُن نَظيرَهُ . « 1 »
دست نياز سوى هر كه دراز كنى ، بندهء او مىشوى و از هر كه بىنيازى جويى ، همتاى او خواهى بود .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
كادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً . « 2 »
نزديك است كه فقر به كفر انجامد .
فقر در كلام علامهء مجلسى
مرحوم مجلسى رحمه الله در توضيح اين فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« اين روايت از روايات مشهور ميان شيعه و سنى است و نكوهش عظيمى از فقر دارد . اما اخبارى كه گذشت و روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود :
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 71 / 411 ، باب 30 ، حديث 21 ؛ الخصال : 2 / 40 ، حديث 14 .
( 2 ) - الكافى : 2 / 307 ، حديث 4 ؛ بحار الأنوار : 70 / 246 ، باب 131 ، حديث 4 .