به تأخير افكند ، تا مرگ بر آدمى بتازد زمانى كه نسبت به آن غافلتر از هر چيز باشد .
اين است حال اولياى خداوند كه پيش از روز محاكمه به درگاه خدا از وسوسههاى رنگارنگ شيطانى شكايت مىبرند .
امام سجّاد عليه السلام در مناجات شاكين كه در حقيقت نجواى دردمندان است عرضه مىدارد :
الهى ! از دشمنى كه مرا گمراه مىكند و از شيطانى كه مرا به انحراف مىكشاند به تو شكايت مىكنم . او سينه مرا از وسوسه آكنده و زمزمههاى او قلبم را در ميان گرفته است . در پيروى از خواهشهاى نفس مرا يارى مىرساند و دنيا دوستى را در نظرم مىآرايد و ميان من و طاعت و قرب به تو مانع مىشود . . . « 1 »
31 - سختىهاى روزگار
حضرت سجّاد عليه السلام از تلخىهاى زمانه به خداوند پناه مىبرد چرا كه زندگى در دنيا هيچ گاه خالى از دغدغهها و دستاندازها نيست ، كمترين آنها بيمارى بدن انسان است كه جسم او با درد و بلا همدم مىشود و گاهى تا دم مرگ با آن همراه است . و اين حقيقت زنده تا هميشهء دهر ادامه دارد .
در فرهنگ لغت عرب آمده است :
« النكّبة » يا « نِكَبَةُ الدَّهْر » يعنى آنچه از سختىهاى مصيبتبار زمانه و طوفان حوادث روزگار به انسان برسد . « 2 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 91 / 143 ، باب 32 ، حديث 21 ، مناجاة الشاكين .
( 2 ) - لسان العرب : مادهء « النكبة » .