نمىكند . « 1 » ساعات روز را جهت خدمت به ملّت و كشور در دامدارى و صنعت و هنر خرج كنيد كه اين گونه برخورد با روز ، قدردانى و سپاس از ساعات روز است .
بعضى از ساعات روز را به حلّ مشكل مردم ، عيادت مريض ، ديدن مؤمن ، خواندن قرآن ، اداى فرائض الهى و دوستى با پاكان اختصاص دهيد كه مصاحبت نيكو با روز جز با اين امور ميسّر نيست .
خداوندا به ذات كامل خويش * به درياهاى لطف شامل خويش
به آن ذاتى كه مانندى ندارد * جهان جز وى خداوندى ندارد
به آن سروى كه از بطحا سرافراخت * عَلَم بر عالم بالا برافراخت
به آن شاهى كه ماه آسمان شد * شب اسرى مكانش لامكان شد
به دين پاك جمع پاكدينان * در ايوان فلك بالانشينان
به شبهاى دراز نااميدى * كه در وى نيست امّيد سفيدى
به آه دردناك صبحگاهى * به فيض رحمت و نور الهى
كه فيضى بخشى از نور حضورم * كنى مستغرق درياى نورم
هلالى را هواى آشنايى است * به خورشيد آشنايى روشنايى است
به مهر خويشتن روزش برافروز * چو مهر عالم افروزش برافروز
( هلالى جغتايى )
هامش
( 1 ) - اسدالغابة ، ابن الأثير : 2 / 269 ؛ الإصابة ، ابن حجر : 3 / 72 ، حديث 2313 .