مرگ ، همه را از دست انسان خواهد گرفت و جز حسرت و اندوه چيزى بجا نخواهد گذاشت و در آخرت هم در برابر ميزان الهى بايد حساب سخت آن پس داده شود .
حريص هيچ چارهاى جز از دست دادن خدا و قيامت و بهشت عنبر سرشت و فضايل عالى آدميت ندارد . هيجان و طوفان حرص در ريشه كن كردن واقعيّتها از وجود انسان و درهم ريختن ملكوت وجود بيداد مىكند . به همين خاطر است كه حضرت زينالعابدين عليه السلام عرضه مىدارد :
« اللَّهُمَّ إنّى أعُوذُبِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ »
راستى ، از خطر حرص و طوفان بيدادگرش بايد با تمام وجود به حضرت حق پناه برد و از آن قدرت بىنهايت در بىنهايت خواست كه تا لحظهء خروج از دنيا انسان را از اين صفت شيطانى و هيجانش حفظ نمايد .
الهى ز غفلت دلم شد سياه * در اين لجّهام گشت كشتى تباه
مجاز از حقيقت مرا كرده دور * در آتش فتادم به امّيد نور
ز شرم گنه نيست روى خطاب * كجا راه يابم به چندين حجاب
چو با نور پاكت سرايم سخن * چو خورشيد لرزد زبان در دهن
چراغ دگر خواهد اين جستجو * زباندگر خواهد اين گفتگو
بيانى بده چون زبان دادهاى * دل روشنى ده چو جان دادهاى
ره هر نگه مىكشد سوى تو * بود منزل هر قدم كوى تو
سخن گشته نام تو بر هر زبان * هواى تو هر سينه را داده جان
حرص در كلام نراقى
فقيه بزرگ ، ملّا مهدى نراقى در باب حرص مىفرمايد :
« حرص حالت و صفتى است نفسانى كه آدمى را بر جمع آوردن آنچه بدان نياز