نسبت روى تو چندان نتوان كرد به ماه * كه به حسن از رخ زيباى تو پر كم باشد
خنك آن جان كه شد از آتش سوداى تو گرم * خرّم آن دل كه به غمهاى تو خرّم باشد
گر دمى دست دهد روى تو ديدن ما را * حاصل از عمر گرانمايه همان دم باشد
مفلس كوى مغان را به خرابات غمش * دولت جام به از مملكت جم باشد
گر به بوسيدن پايت برسد دست كمال * او بدين پايه به عشّاق مقدّم باشد
( كمال خجندى )
رواياتى ديگر در حسن خلق
مردى به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرضه داشت : اى رسول خدا ، دين چيست ؟ فرمود : حسن خلق . از دست راست آمد و پرسيد : دين چيست ؟ فرمود :
حسن خلق . از دست چپ آمد و پرسيد : دين چيست ؟ فرمود : حسن خلق . از پشت سرآمد و پرسيد : دين چيست ؟ فرمود : مگر دين را نفهميدى ؟ دين اين است كه خشمگين نشوى . « 1 » از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است :
حُسْنُ الْخُلْقِ شَجَرَةٌ فِى الجَنَّة وَ صاحِبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِغُصْنِها يَجْذِبُهُ إلَيْها وَ سُوْءُ الخُلْقِ شَجَرَةٌ فى النّارِ وَ صاحِبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِغُصْنِها يَجْذِبُهُ إلَيْها . « 2 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 393 ، باب 92 ، حديث 63 ؛ مجموعة ورّام : 1 / 89 .
( 2 ) - مصباح الشريعة : 40 ؛ بحار الأنوار : 68 / 393 ، باب 92 ، حديث 61 .