تو بسته است .
هنوز از آن محل فراتر نرفته بود كه مردى ثروتمند بدان موضع رسيد و آن حال با او حكايت كردند ؛ فىالحال پانصد دينار زر به آن آسيب ديده بخشيد . » « 1 » آرى ، حضرت محبوب و ربّ مطلوب در نزديكترين حال ، دعاى دلسوخته را مستجاب و مكروه بيچارهاى با فرج قريب گشود .
با يكى غمزهء مستانه خراب كردى * چهره افروختى از ناز و كبابم كردى
تا كه زد چنگ غمت بر دلم اى آفت جان * روز و شب همنَفَس چنگ و ربابم كردى
خواستم ساغرى از دست تو نوشم جانا * خون به ساغر صنما جاى شرابم كردى
ديده بستم مگر اى فتنه به خوابت بينم * زان دو چشمان سيه رخنه به خوابم كردى
عقل و ايمان و دل و صبر و قرارم بردى * خانه آباد ! عجب خانه خرابم كردى
عاشق روى تو و دست ز خود شسته منم * از من اى دوست چه سر زد كه جوابم كردى
به سر كوى تو منصورى ديوانه منم * خوشم از اين كه تو ديوانه خطابم كردى
( منصورى )
هامش
( 1 ) - الفرج بعد الشّدة ، تنوخى : 1 / 46 ؛ تفسير الثّعالبى : 4 / 193 .