و همچنين به برادر خود نوشت كه صد شتر به طلحان دهد . طلحان به يمن رسيده قضيهء قتيبه را فراموش كرد ، تا روزى دو زن را ديد كه حكايت قتيبه با يكديگر مىگفتند و بر او نوحه مىكردند ، طلحان از ايشان نشان برادر قتيبه پرسيده ، نزد وى رفته ، نوشتهء قتيبه به وى نمود .
آن جوانمرد فى الفور صد شتر تسليم نموده ، لشگر جمع كرد و از برادر مَعديكَرَب و قيس بن معديكَرَب استمداد نمود . قيس گفت : اگر در زير عَلَم من سير كنى تو را مدد كنم . ابن ام كلثوم خواست كه امتناع نمايد ، اقارب او را از اين سركشى منع كردند و قيس با بنوزبيد و سپاه يمن با بنوعقيل محاربه نموده ايشان را شكست داد و قتيبه را از اسارت خلاص ساخت . « 1 »
منتظر آن و اين مباش كه ايزد * كار تو بى رنج انتظار بسازد
طاعت او را تو بنده وار بسر بر * تا همه كارت خداى وار بسازد
انتظار فرج در روايات
ابن مسعود از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود :
سَلوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ، فَإنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أنْ يُسْألَ ، وَ انَّ أفْضَلَ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ . « 2 »
فضل خداى را مسألت كنيد كه حضرت حق مسألت شما را دوست دارد و برترين عبادت ، انتظار فرج و گشايش است .
از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده :
هامش
( 1 ) - زينة المجالس : 700 .
( 2 ) - كنز العمال : 2 / 79 ، حديث 3225 ؛ المعجم الأوسط : 5 / 230 ؛ كشف الخفاء : 1 / 206 .