فَهَبْنى يا إلهى صَبَرْتُ عَلى عَذابِك فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِك ؟ ! « 1 »
الهى ! گيرم كه بر عذاب دوزخت صبر كنم ، امّا بر دورى و هجرانت چگونه طاقت بياورم ؟ !
هر آن نصيبه كه پيش از وجود ننهادست * هر آن كه در طلبش سعى مىكند باد است
كليد گنج اقاليم در خزانهء اوست * كسى به قوّت بازوى خويش نگشاد است
سر قبول ببايد نهاد و گردن طَوع * كه هر چه حاكم كند نه بيداد است
به چشم طايفهاى كج همى نمايد نقش * گمان برند كه نقّاش آن نه استاد است
چو نيك درنگرى آن كه مىكند فرياد * ز دست خوى بد خويشتن به فرياد است
تو پاك باش و مدار اى برادر از كس باك * به ياد دار كه اين پندم از پدر ياد است
رضا به حكم قضا اختيار كن سعدى * كه هر كه بندهء حق شد ز خلق آزاد است
( سعدى شيرازى )
هامش
( 1 ) - مصباح المتهجّد : 847 ، دعاى كميل ؛ البلد الأمين : 190 .