تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
وضع دستخوش حيرت و خوف شده بودند ماندن را صلاح ندانستند و پا به فرار گذاشتند . آن تودهء سهمگين آهوان با تركتازى عجيب خود گربه‌ها را تا نقطهء دورى تعقيب كردند و پس از آن پراكنده شدند و با خيال جمع به چرا پرداختند . اين مسائل بهت‌انگيز كه ما در جهان حيوانات مشاهده مىكنيم و هزاران نمونهء ديگر ، ما را بىاختيار به تكرار سخن ابا عبداللّه الحسين عليه السلام وا مىدارد كه مىفرمايد : عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَراك . « 1 » خداوندا ، كور است چشمى كه تو را نبيند . جاندارنى كه آنان را فاقد عقل و هوش مىدانيم ، حيواناتى كه از ديدگاه ما موجوداتى حقير و كوچكند ، هر يك عالمى دارند كه بشر دانشمند بايستى سال‌ها بررسى و دقت كند تا به گوشه‌اى از عالم اسرارآميز آنان واقف گردد و در پرتو آن به عظمت پروردگار خود پى برد .
جاى آن است كه شاهان ز تو شرمنده شوند * سلطنت را بگذارند و تو را بنده شوند گر به خاك قدمت سجده ميسّر گردد * سرفرازان جهان جمله سرافكنده شوند بر سر خاك شهيدان اگر افتد گذرت * كشته و مرده همه از قدمت زنده شوند جمع خوبان همه چون كوكب و خورشيد تويى * تو برون آى كه اين جمله پراكنده شوند هيچ ذوقى به از اين نيست كه از غايت شوق * چشم من گريد و لبهاى تو در خنده شوند
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 95 / 226 ، باب 2 ، دعاى عرفه ؛ إقبال الأعمال : 349 .