وَبِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ . « 1 »
و به نيرويت كه با آن بر همه چيره گشتى .
چون بخواهد بيافريند مىآفريند و موجود را از موجود شدن راهِ امتناع نيست ، و چون بخواهد بگيرد مىگيرد كه موجود را برابر قهر و غلبهاش جز محكوميّت و ذلّت چيزى نيست ، او بر همه و همه چيز قادر و بر همه و همه چيز غالب است و احدى از موجودات در برابر قدرت و قهرش هيچ قدرت و قهرى ندارند .
عبد اگر قدرتش را در عبادت و خدمت به خلق به كار بگيرد و از نيروى خود جز در راه خير و سلامت استفاده نكند و بر شهوات و غرايز و اميال غلط و هواى نفس غالب باشد و خواستههاى شيطانى از هر كس و هر چه باشد مقهور قهرش گردد ، از معنا و مفهوم دو اسم قدير و قاهر بهره برده و استفاده كرده است .
11 و 12 - العلىّ ، الأعلى
اوست آن وجود مقدسى كه رتبهاى فوق رتبهء او نيست . او مسبّب اسباب ، معلِّل علل و مكمِّل كاملين و فاعل هر قابل است .
علىّ و اعلاى مطلق اوست ، صاحب قدرت و قهر و اقتدار است ، علىّ و اعلا بر كلّ شىء است ، بزرگتر و برتر از اين است كه او را شبه و نِدّ و كفو و مِثل باشد .
چون عبد در علم و عمل و اخلاق و معرفت و فضيلت از همجنسان خود برتر شد ، از مفهوم اين دو حقيقت بهره جسته و از معناى اين دو اسم استفاده كرده است .
13 - الباقى
وجود مباركى است كه موجوديّتش از خود اوست ، و واجب بالذّات است .
هامش
( 1 ) - مفاتيح الجنان : دعاى كميل .