اخلاق انبيا و اولياست دقّت كند و از اين طريق به معرفت لازم آراسته شود ، عاشق حق و انبيا و اوليا گشته و نسبت به دشمنان آنان كه درونى سياه و باطنى نازيبا و وحشت آور دارند ، دشمن مىشود . اين عشق و محبّت انسان را به سوى مقام قرب و وصال مىبرد ، و آن كينه و عداوت آدمى را از ساحت دشمنان دور ساخته و انسان را در صورت حملهء آنان به عرصهء حيات انسانى تا سرحدّ جان باختن در راه معشوق مثبت آمادهء مبارزه و قتال مىنمايد .
وجوب عداوت با دشمنان خدا
دشمنان حضرت رب كه دشمنان رسول الهى و قرآن مجيد و مردم مؤمن هم هستند و كينه و عداوت آنان با حقايق ، معلول كبر و جهل و غرور و هواى نفس و دلبستگى شديد آنان به زندگى مادّى چند روزه است و داراى چهرههاى گوناگونى هستند و هدفى جز خاموش كردن چراغ حق ، كوبيدن فرهنگ رسول اللّه ، بىايمان كردن ملّت اسلام و غارت سرمايههاى معنوى و مادّى اهل ايمان ندارند ، دوستى و محبّت با آنان و باز گذاشتن دستشان براى دخالت در امور مسلمانان گناه كبيره و خيانت به حضرت حق و انبيا و ائمّه و ملّت اسلام است ، و كينه داشتن نسبت به آنان و جدا زيستن از اخلاق و رفتار و حالات آنان و بستن راهشان براى عدم دخالت در امور مسلمانان از اعظم واجبات الهيّه است .
اگر ملّت اسلام پس از وفات رسول حق ، اين قاعدهء قرآنى را نسبت به دشمنان مراعات مىكردند ، دچار آن همه بلا و به خصوص حكومت بنى اميّه كه در قرآن مجيد از آن تعبير به « شجرهء ملعونه » شده و حكومت بنى عبّاس و حكومتهاى پس از آن نمىشدند .
و اگر در اين عصر هم ملّتها و دولتهاى مدّعى اسلام مراعات اين حقيقت را مىنمودند ، دچار حاكميّت استعمار نگشته و اين همه بلا بر سرشان نمىآمد ،