ملائكه بودند .
« بَعْل » مظهر روح چشمهها و آبهاى زير زمين بود ، احياناً چاه آب پاكِ نشاط آور در صحراى خشك قابل پرستش بود .
« غار » چون با خدايان و نيروهاى زير زمين ارتباط دارد ، مقدّس شناخته مىشد .
بتخانهء « غبغب » در نخله از همين جا پيدا شد .
« ذات انواط » كه به آن چيزهايى مىآويختند در نخله بود و سالها مردم مكّه زيارتش مىكردند .
« ذوالشّرى » به صورت تودهاى از سنگهاى تراشيدهء سياه چهارگوش محترم بود .
« روح زمين قابل كشت » خداى نيكوكارى است كه بايد قربانى به پيشگاه او نثار كرد .
« روح زمين باير » شيطان شرور است كه بايد از آن بر حذر بود .
علاوه بر خدايان عمومى ، هر يك از عربها در خانهء خود صنم يا نصيبى داشتند كه هر وقت به خانه مىرفتند دور آن طواف مىكردند و در هنگام مسافرت از آن اجازه مىگرفتند و آن را همراه خود مىبردند .
عربها قسمتى از ميوه و محصول كشاورزى و نتيجهء چهارپايان خود را براى بتها قرار مىدادند !
« ازلام » چوبههاى تيرى بودند كه براى فال گرفتن و مشورت به كار مىرفتند . آنها در تعيين سرنوشت مردم نقش عمدهاى داشتند و حتّى در تعيين اين كه فرزند مشكوك به كدام پدر تعلّق دارد .
اين چوبهها در برابر بت « هبل » قرار داشت و مراسم تحت نظر كاهنى انجام مىشد و نيز وسيلهاى براى قمار بازى با طرز خاصّى بود .
روزى امرؤالقيس شاعر معروف براى انتقام خون پدر خود با ازلام فال گرفت و سه بار نفى آمد ، چوبههاى تير را به صورت بت پرت كرد و گفت : اى لعنتى ! اگر پدر
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 22
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٢