جزو دارايى پدر يا شوهر يا پسر به شمار مىرفت و او را با اموال و ثروتى كه باقى مىماند به ارث مىبردند ، از اينرو ازدواج با زن پدر منع قانونى نداشت .
دختر دادن به افراد قبيلهاى ديگر ممنوع بود ، جز قريش كه حق داشتند از ساير قبايل دختر بگيرند .
ديگر از طرق مشروع تصرّف زن اين بود كه مثلًا با مرد ديگرى از قبيلهء ديگر برخورد كند كه وى با زن خود باشد و بر سر به دست آوردن آن زن جنگ كند ، اگر غالب شد زن را اسير گرفته و بى هيچ قيد و شرطى او را تصرّف كند .
بعضى از قبايل عرب مخصوصاً بنى اسد و تميم دختران خود را زنده به گور مىكردند !
[
بتپرستى در جاهليّت
] بت پرستى دين رايج عرب بود و به صورتهاى گوناگون در بين آنان نفوذ داشت .
دامنهء بت پرستى آن چنان توسعه پيدا كرد كه بتهايى به شكل حيوان و گياه و انسان و جنّ و فرشته و ستارگان ساخته مىشد و حتّى سنگ مورد پرستش بود .
« لات » در طايف به صورت سنگى چهار گوش بود و نزديك طايف چمن و چراگاه خاص داشت كه حرم بود و قطع درخت و شكار و خونريزى در قلمرو آن روا نبود و مردم مكّه و ديگران به زيارت آن مىرفتند .
« عُزّى » خداى بسيار عزيز كه معادل ستارهء زهره بود در نخله ، شرق مكّه قرار داشت و پرستش مىشد و بيش از ديگر بتها اعتبار داشت . حرم عُزّى از سه درخت تشكيل شده بود و قربانى انسان بدان تقديم مىشد .
« مَنات » خداى قضا و قدر بود و معبد آن سنگى سياه در قُدَيد بر سر راه مكّه به يثرب و مخصوص اوس و خزرج بود . اين سه معبود ، خدايان مؤنّث و تماثيل