مىگرديد . فرآوردههاى اين مؤسّسه ، زندهاى در روى زمين باقى نمىگذاردند . گلِ و لاى ، آن قدر زمين را مىپوشاند كه ديگر قابل كشت و زرع نبود . براى جانوران جائى يافت نمىشد ، كم كم همگى نابود مىشدند . جانوران كه مىرفتند انسانها در دنبالشان بودند .
آيا تشخيص مقدار احتياج زمين به باران و دادن همان مقدار به زمينيان ، نشانهء او نمىباشد ؟ آيا هزارها سال به اين روش ادامه دادن نشانهء او ، نشانهء حكمت او ، نشانهء دانش او و نشانهء قدرت او نمىباشد ؟ !
اگر باران و برف كمتر بود ، ذخاير آبى زمين بسيار كم مىشد . آبهاى روى زمين در اثر تبخير از آبهاى زير زمين كمتر مىگرديد ، رودهاى عظيمى ديگر يافت نمىشد و به جوىها تبديل مىگرديد ، سال به سال خشكسالى بيشتر مىشد ، آبهاى زيرزمينى يا تمام مىشد ، يا آنقدر پائين مىرفت كه ديگر قابل بهرهبردارى نبود .
قحطى سراسر جهان را مىگرفت ، ديگر گياهى نمىروييد ، و آنچه روييده مىشد خشك مىشد ، زندگى بر جانداران بسيار سخت مىگشت و مرگ به استقبال آنان مىشتابيد . ولى لطف و مهربانى او نگذارده است كه چنين شود ، باران و برف را به اندازهء احتياج زمينيان داده است .
باران نه تنها بر زمين مىبارد ، بلكه براى تخفيف حرارت خورشيد بارانهاى متناوب بر آن مىبارد .
به يك حديث بسيار مهم از حضرت باقر عليه السلام و صورتى از آخرين تحقيقات علمى بشر توجّه كنيد :
جابر از حضرت باقر عليه السلام روايت مىكند :
خورشيد بر آيد و با او چهار فرشته باشند : يكى فرياد مىكند : اى اهل خير ! اعمال نيك خود را كامل و تمام نمائيد ، و بر شماست بشارت به سعادت ابد .
ديگرى گويد : اى اهل شر ! از زشت كارى دست بداريد و حول آن كمتر
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٦