و در مقام واحديّت به اعتبار تحقّق به اسم اعظم و اسم الله آثار و احكام و مفاتيح اسماى مستأثره را به تفصيل در اعيانْ شهود نموده و حافظ عهد :
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يبَنِى ءَادَمَ أَن لَّاتَعْبُدُواْ الشَّيْطنَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ » « 1 »
اى فرزندان آدم ! آيا به شما سفارش نكردم كه شيطان را مپرستيد كه او بىترديد دشمن آشكارى براى شماست ؟
إلى قوله :
وَأَنِ اعْبُدُونِي هذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ » « 2 »
و اين كه مرا بپرستيد كه اين راهى است مستقيم .
و به ياد آورندهء ميثاق :
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ » « 3 »
از مؤمنان مردانى هستند كه به آنچه با خدا بر آن پيمان بستند [ و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود ] صادقانه وفا كردند .
و چون به سرّ اعيان و استعدادات لوازم اعيان واقف مىشود ، در مقام هدايت تشريع احكام هر ذى حقّى را به حق خود و هر ممكنى را به كمالات لايقهء خود مىرساند و چون صدور حوادث و وقوع وقايع را مستند به اسماى الهيّه و استعدادات و قابليّات ذاتيّه لازمهء اين استعدادات را ناشى از حكمت بالغهء الهيّه مىداند .
هامش
( 1 ) - يس ( 36 ) : 60 .
( 2 ) - يس ( 36 ) : 61 .
( 3 ) - احزاب ( 33 ) : 23 .