« اسلاف ما اروپائيان به وسيلهء معاشرت و مراودت با مسلمانان ، اطوار بربريّت خود را به تدريج ترك گفته و ملل اروپا در خصوص اخلاق و وظايف اخلاقى مانند شفقت و عاطفه به زن و فرزند و پايبندى به عهد و قسم و امثال آن ، تماماً از چيزهايى است كه از پيروان اسلام آموختند . »
ملل اروپا در جنگ صليبى ثابت نمودند كه در فضايل انسانيت فرسنگها از مسلمين عقب بودهاند .
بارتلمى در كتاب « قرآن » خود مىنويسد :
« از معاشرت با عرب و تقليد از مسلمين ، اخلاق و عادات رذيلهء امرا و اشراف ما اروپائيان در قرن وسطى اصلاح شده و آن اخلاق ستوده و صفات حميده كه مخصوص ملل زنده است ، اروپائيان از مسلمين آموختند .
تمدّن اسلامى نسبت به تمام دنيا تأثير محيّر العقولى بخشيد و در نتيجه اقوام وحشى اروپا را داخل در طريق آدميّت نموده و نيز نفوذ دماغى و عقلانى مسلمين ، دروازهء علوم و فنون فلسفه را كه ملل اروپا از آن به كلّى بى خبر بودند به روى آنها باز كرده و تا ششصد سال استاد ما اروپائيان بودهاند !
همين جنگهاى صليبى ، اروپا را از اخلاق و عادات رذيله و اطوار وحشيانه خارج ساخته و زمينهاى در آنها تهيه نمود كه بعدها علوم و ادبيّات مسلمين كه در دانشكدههاى اروپا انتشار يافت ، طورى آن را بسط دهند كه بالأخره روزى در آتيه منشأ رنسانس گردند . »
گوستاو لبون در آخر كتابش به عنوان خلاصهء گفتار چنين مىنويسد :
« اولًا بايد دانست كه : در عالم كمتر اقوامى يافت مىشوند كه از حيث تمدّن بر پيروان اسلام تفوّق حاصل نموده باشند و ديگر آن كه : ترقّيات حيرت انگيزى كه آنها به فاصلهء كمى در علوم حاصل نمودهاند براى هيچ قومى چنين ميسّر نشد .
مسلمين از نظر مذهبى مذهب بزرگى را تشكيل دادهاند كه هنوز زندهترين مذهب
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٩٧